روایتی از آخرین روزهای حیات طیبه شهید سید مجتبی علمدار

17 دی 92-22:19

آمدم بالای سر سید، بدنش کبود شده بود. اصلا حال خوبی نداشت وقتی بالای سرش رسیدم گفت:«حمید، بگو این چیزا رو از دستم در بیارن .» خودش می‌خواست آن‌ها را جدا کند که نگذاشتم. به سید گفتم:«مگه چی شده، براچی می‌خوای سرم و دستگاه‌ها رو در بیاری؟» گفت:« می‌خوام برم  غسل کنم.» با تعجب گفتم:«غسل ؟!»

http://upload7.ir/imgs/2014-01/37371573896271693174.jpg

ادامه مطلب شادی روح خودتون صلوات


نوری که علامه حسن زاده آملی در چهره شهید علمدار دید

10 آذر 92-20:31

علامه قبل از شروع صحبت نیم خیز شد و درب اتاق را نگاه کرد. بعد اشاره کرد که سید جلو برود و نزد ایشان بنشیند. سید هم رفت و در کنار علامه نشست

http://upload7.ir/images/54482789568224684990.jpg

ادامه مطلب شادی روح خودتون صلوات


مظلومیت فرزندان خمینی در جمهوری اسلامی

18 دی 91-21:51

یادواره دلسوخته ی بقیع ،آسید مجتبی علمدار در بایکوت محض رسانه های محلی استان مازندران و حضور بی رنگ خبرگزاریها برگزار شد

اُف به این دنیای لئیم
 
وَمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیرٌ لِلَّذِینَ یتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ




(دلسوخته بقیع عنوان یادواره ایست برای دلسوخته وادی عاشقی ،شهید غریب ، علمدار عَلَمِ غریب مدینه ، مادرش حضرت زهرا)

دراسلام از مادر کسی ارث نمی برد
اما گویند سادات درد را ازمادرشان به ارث می برند
همانند سید
اما درد بزرگ عملی است که عقل  ما را ذایل کند ، عقل که ذایل شد، جانباز صفین امام کُش می شود

واین درد برای سید هزاران بار کشنده تر از درد جراحات جنگ بود!!


ادامه مطلب شادی روح خودتون صلوات


(یادواره دل سوخته بقیع)

14 دی 91-20:21

بانگاه آخرینش خنده کرد                         ماندگان را تا ابد شرمنده کرد

شانزدهیم سالگرد شهادت مجتبای عشق توسط بیت گرانقدر شهید،جوانان حزب اللهی،جمعی از دوستان وهیئات مذهبی شهرساری وهمچنین سایت غریب وشهدائی رزمندگان شمال برگزار می شود

زمان: جمعه پانزدهم دیماه ، بعد ازنمازنغرب وعشاء ساعت ۱۹

مکان: ساری، میدان امام(ره)، حسینیه عاشقان کربلا





سیدجان هنوز هم که هنوز است صدای نفس توست که جوانان این شهر خراب آباد را با عطر دل انگیز مادر سادات آشنا می کند


بگذار مدعی درخیال خام وباطل کار فرهنگی خفته بماند!!

امید زینب کبری (س)به توست سید جان


التماس دعای شهادت




وقتی گلوله خورد به پهلویم،حس غریبی از همه یازهراء هایی که گفته بودم ریخت توی دلم

11 دی 91-20:48

حس کردم دستم قطع شده، پهلویم را درد شدیدی پیچیده بود، شدت گلوله استخوان را خرد کرده و دستم را پیدا نمی کردم ، چرخیده بود بالای سرم. آرام بر گرداندم و یاد مادرم بودم که چه کشید در آن غربت و تنهایی.



ادامه مطلب شادی روح خودتون صلوات


فراخوان شعر و دل نوشت یادواره "دل سوخته ی بقیع"

10 آذر 91-12:58


ادامه مطلب شادی روح خودتون صلوات




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic