تبلیغات
رزمندگان مهدی - شهید مازنی که دومزار دارد/ماجرای ملاقات حضرت عباس با شهید خلعتبری

شهید مازنی که دومزار دارد/ماجرای ملاقات حضرت عباس با شهید خلعتبری

26 آبان 93-01:36

دو هفته بعد از شهادتش، از سنقر کلیایی کردستان به ما اطلاع دادند، تکه‌ای از هواپیمای شهید خلعتبری در محل در‌گیری هوایی پیدا شده است. ما خودمان را به آنجا رساندیم. صحنه‌ای عجیب بود. آنچه پیدا شده بود کلاه شهید بود که سر ایشان داخل کلاه قرار داشت.
سرتیپ دوم خلبان سیاوش مشیری از همرزمان  شهید حسین خلعتبری نقل می کند: او از امرای بزرگ و افرادی بود كه همواره می‌گفت: «مادامی كه نیروهای دشمن در خاك كشور من هستند، استراحت و گوشه‌نشینی را بر خود حرام می‌دانم و اگر ذره‌ای از خاك كشورم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم در وطنم می‌شویم و نمی‌گذارم كه حتی ذره‌ای از خاك پاك وطنم را با خود ببرند.»
من با حسین خلعتبری در یك ساختمان همسایه بودیم. انسانی بشاش بود و از دوستان شهید عباس دوران. چند روزی می‌شد كه حسین حال غریبی داشت، گرفته بود. از او پرسیدم، حسین جان چیزی شده‌؟ در حالی كه بغض كرده بود، با شعر گفت: «یاران همه رفتند و...»
من هم گفتم: «یاران همه هستند، چرا می‌گویی همه رفتند‌؟» او از دوستانی كه شهید شده بودند، چون شهید عباس دوران، شهید مفتخری و... نام برد.  گفتم: «حسین جان بعضی‌ها می‌روند و بعضی‌ها می‌مانند، مهم عهدی است كه با خدایمان بسته‌ایم و ایستادگی بر عهد است.» حسین گفت: «من كه عهد بستم هیچ، عهدم را صد قفله هم كرده‌ام. خیلی اصرار دارم بر عهد خودم.»
 خیلی با شور و احساس بود. همیشه هم می‌گفت: «‌كاش من در عاشورا بودم و در ركاب امام حسین(ع)‌ شهید می‌شدم.»   همیشه هم می‌گفت: «اگر روزی شهید شدم من را روی مرتفع‌ترین قله‌ها دفن كنید تا چشمی باشم برای مراقبت از مرزهای كشورم.»
یك روز یكی از دوستان به من گفت: «حسین دیشب سه سوار را خواب دیده كه یكی از آنها حضرت ابالفضل(ع)‌ بوده و به ایشان اشاره كرده است كه بیا!»
حسین حال واحوال عجیبی داشت. خیلی بی‌تاب شده بود. دو هفته بعد مجدد همان خواب را می‌بیند.  در آخرین عملیاتش، در نبرد هوایی با دو فروند هواپیمای میگ 23، یكی از میگ‌ها را مورد هدف قرار داده و منهدم می‌كند و نهایتاً مورد هدف میگ دیگر قرار می‌گیرد و با اصابت موشك به شهادت می‌رسد.
وقتی حسین از هواپیما پرتاب شد و پیكرش را دیدم، سر در بدن نداشت.
پیكر شهید حسین خلعتبری با شور و حال خاصی در پایگاه شكاری همدان تشییع شد و برای خاك‌سپاری به تنكابل فرستاده شد.
دو هفته بعد از شهادتش، از سنقر كلیایی كردستان به ما اطلاع دادند، تكه‌ای از هواپیمای شهید خلعتبری در محل در‌گیری هوایی پیدا شده است. ما خودمان را به آنجا رساندیم. صحنه‌ای عجیب بود. آنچه پیدا شده بود كلاه شهید حسین خلعتبری بود كه سر ایشان داخل كلاه قرار داشت. آری سر در داخل كلاه بود.
استفتا كردیم و به ما گفته شد تا سر را به پیكر ملحق كنیم. اما وقتی خواستیم سر را بگیریم، مردم آنجا اجازه ندادند و گفتند: ‌این سر باید در همین جا دفن بشود.  برای همین بارگاهی برایش درست كردند. در حال حاضر شهید حسین خلعتبری دو مزار دارد؛ یكی در سنقر كردستان و دیگری در تنكابل.  حسین همانطور كه همواره حسرت می‌خورد و آرزو داشت به شهادت رسید و چون اربابش حسین (ع) بی‌سر به محضر معبودش پرگشود.

روزنامه جوان