تبلیغات
رزمندگان مهدی - ماجرای دیدار با امام (ره) وبازگشت انقلابی یک شهید از راه نفاق!

ماجرای دیدار با امام (ره) وبازگشت انقلابی یک شهید از راه نفاق!

20 آبان 93-06:54

برادر بزرگترش(قاسم) گفت که می خواهد به جماران برود تا امام را از نزدیک ببیند و از او می خواهد که چون تهران را خوب بلد است به عنوان همراه بیاید. او ابتداء سر باز می زند ولی با اصرار برادر رهسپار تهران شدند.

کدام قلم می تواند بنگارد حماسه هائی که لشکریان حضرت حق برروی زمین از برای تداوم خط پرستش پروردگار آفریدند،واینان نبودند جز زاهدان خلوت نشین دل شبهای تار هفت تپه ،انسانهائی که گرد هم آمده بودند ولشکر عرشی 25 کربلا را از دل آسمانها به حیطه عرض کشانده بودند و اگر نبودند عارفانی چون سردار شهید احمد کاکا به یقین رحمت الله برما سایه نیانداخته بود و این سر جز بر اغیار برکسی پوشیده نیست!باشد که به قول سید شهدای اهل قلم گوشه ی چشمی به ما قبرستان نشینان عادات سخیف بیاندازند.درایام شهادت این فرمانده رشید لشکر25 کربلا مطالب زیر تقدیم مخاطبان می شود.

سرآغاز یک پرواز

شهید احمد کاکا  سال 1337 در بابل دیده به جهان گشود. از آنجا که در خانواده ای کارگر بزرگ شده بود از همان کودکی با رنج و سختی آشنا گردید به همین خاطر نتوانست درسش را ادامه بدهد و در یکی از کارگاه ها مشغول به کار شد.

در سالهای 57-1356 به خدمت سربازی پرداخت و در همان زمان به فرمان امام از پادگان فرار کرد و در مبارزات آن روزهای حساس شرکت داشت. پس از این که به بابل بازگشت از طریق برخی دوستان که افکار انحرافی داشتند به افکار آنان نزدیک شد اما یک اتفاق مهم مسیر زندگی اش را به صراط مستقیم تغییر داد.

ماجرای دیدار با امام

برادر بزرگترش(قاسم) گفت که می خواهد به جماران برود تا امام را از نزدیک ببیند و از او می خواهد که چون تهران را خوب بلد است به عنوان همراه بیاید. او ابتداء سر  باز می زند ولی با اصرار برادر رهسپار تهران شدند.

وقتی که به جماران رفتند، امام درباره منافقان سخن می گفت. در میان بیاناتش سه بار تأکید کرد:« پس کی می خواهید به راه راست برگردید؟»

تأثیر نفوذ کلام امام در شهید

شهید خود می گفت:« من احساس کردم هر سه بار این حرف ها را به من می گوید. آن روز نقطه  شروع و برگشت من شد.» کلام امام و حتّی نگاه امام تأثیر شگرفی در وجود شهید کاکا داشت. پس از مراجعت بلافاصله همه نوارها،عکس ها و ابزاری که بوی نفاق می داد را در حیاط خانه آتش زد و در اولین فرصت  به مسجد گلشن رفته، به خیل عاشقان امام پیوست.

ابتدا در کمیته انقلاب اسلامی مشغول شد و پس از آن به عضویت سپاه پاسداران درآمد او عقیده داشت که آمدن او به سپاه، فقط به خاطر علاقه ویژه امام به سپاه بود. او می خواست در جایی خدمت کند که از نظر رهبرش بهترین جا باشد. با آغاز جنگ تحمیلی رهسپار جبهه شد و در حماسه های مختلفی حضور داشت ، سردار شهید کاکا، فردی خوشرو، زودجوش و بسیار عاطفی بود. هم رزمانش فوق العاده دوستش می داشتند.

ماجرای سجده و اقتدای رزمندگان به او در عملیات

دید وسیع از مسایل سیاسی و تحلیل درست اتّفاقات و اطّلاعات خوبی که از موضوعات اسلامی داشت باعث شده بود که در مواجهه با مخالفان منطقی برخورد کند و سعی داشت با ارائه دلایل قوی آنها را قانع کند آخرین بار به همراه پدرش به جبهه رفت. وقتی عملیات می خواست شروع بشود، از آنجا که مسئولیت جمعی از رزمندگان را به عهده داشت به سجده افتاد تا از خدا تقاضای پیروزی کند. در این لحظه گروهانی در پشت سر او به سجده افتادند و به او اقتدا کردند.

سرانجام در 11/8/1361 (منطقه عین خوش) در عملیات محرم بر اثر اصابت تیر مستقیم دشمن به قلب پاکش به خیل شهیدان وطن پیوست و پیکر مطهرش در آرامگاه گله محله آرام گرفت.

فرازهائی از وصیت سردار شهید احمد کاکا

ای خدا چگونه از درگاه لطف توناامید برگردم

بسم الله الرحمن الرحیم

ای خدا چگونه از درگاه لطف توناامید برگردم در صورتی که به وجود  و احسان تو حسن ظن بسیار دارم که به حالم ترحم کرده و عاقبت از اهل نجاتم می گردانی.

خداوندا در موقعیتی واقع شده ام که این جبهه ام از داخل و خارج آزمایشی مناسب است و امیدوارم موفق شوم و عاقبت اگر سعادتی در انتظارم باشد به آرزویم برسم. در زمانی واقع شده ایم که اسلام مورد تاخت و تاز ابرقدرتها واقع شده و این انقلاب که به رهبری خمینی کبیر جان گرفته روز به روز در حال رشد است هر بار از جهاتی مورد تاخت و تاز قرار می گیرد تا بلکه بدین طریق بتوانند مسیرش را که از صراط مستقیم شروع به انحرافی در جهت منافعشان برگردانند.

اکنون با ظهور خمینی مکتب خود را باشناخت کامل انتخاب کرده ام

اما چه خیالهای پوچی. چون خداوند متعال تکیه گاه و پشتیبان ما می باشد چه مزدوران فریب خورده داخلی و چه عمال وحشت زده خارجی درصدد نابودی انقلاب می باشند که یقین می دانم هیچگاه موفق نخواهند شد و به فرموده رهبر عزیزمان چه بکشیم و چه کشته شویم پیروزیم. عزیزان من اسلام زنده شده است و تمامی مراکز فحشاء و فساد را از بین برده است و دارد به مرور زمان تمام فساد را از بین می برد و اسلام در تمام زمینه های فرهنگی اجتماعی و سیاسی حاکم می شود و افکار جهانی را تحت الشعاع قرار می دهد.

عزیزان: من اکنون با ظهور خمینی مکتب خود را باشناخت کامل انتخاب کرده ام و خدایا تو نیک می دانی که فقط برای توو متعالی شدن خودم قدم به این راه گذاشته ام زیرا اینگونه  پذیرفتن مکتب است که در گوشت و پوست انسان ریشه می دواند.

قد ءاتیتک یا الهی بعد تقصیری و اسرافی علی نفسی معتذراً نادما منکسراً مستقیلا مستغفراً منیبا، مقراً مذعناً معترفاً

پشیمانم، شکسته بالم، گذشت می خواهم و آمرزش می طلبم

اکنون آمدم به  سوی تو ای معبود من پس از تقصیر و اسراف برخودم در حالی که پوزش می طلبم،پشیمانم، شکسته بالم، گذشت می خواهم و آمرزش می طلبم، رو به سوی تو آورده ام و به گناهم اقرار دارم و به خطاهایم اذعان و اعتراف دارم.

شهادت  هم سنگرم را می بینم غبطه می خورم و می گویم آن فرد لیاقت داشت ولی من ندارم سعی می کنم کم و بیش برای خدا کار کنم که خدا مرا پذیرفته و آرزوی مرا برآورده سازد.

خدایا به حق حسین(ع) شهادت را نصیبم گردان

ای خدا ترا به عزیزترین خونهای تاریخ ساز عالم یعنی خون شهیدان کربلای حسین ( علیه السلام)شهادت را نصیب من بگردان.      

بله اینهائی که من گفتم یک جز از حرکت اسلام و انقلاب اسلامی است و برای این بود که به شماها و تمام کسانی که به نحوی با این انقلاب انسان ساز موافق و یا مخالف هستند بگویم که نکند این محبتی که خدا بما عطا کرده را از دست بدهید نکند که امپریالیزم چه شرق و غرب که تمام ساعات خود را برای نابودی این انقلاب گذاشته موفق شود دوباره ظلمت را بر شما حاکم کند و نکند که ما راه گمراهان را برویم و خدا نور را از ما بگیرد. بیایید برسر خود  بزنیم راه تا اینکه درست را انتخاب کنیم. راه درست چیست؟ راه درست حمایت و پشتیبانی خود را از روحانیت دریغ نکنید و تابع ولایت فقیه باشید هرگز استعمار نمی تواند کوچک ترین ضربه ای به اسلام عزیزمان بزند« آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» ولی اگر عکس آن باشید خواهید دید اسلام بدون روحانیت از مفهوم اصلی اش تهی شده و جز وسیله ای برای استعمار مردم بکار نرفته و فقط نگهبان و پاسداران آن روحانیت بوده که احکام و قانون را پیاده می کرده اند و این خواست دشمنان اسلام است که روحانیت در صحنه نباشد.

مبادا فکر کنید که پناه به جبهه فرار از زندگی است

 پدر و مادرو برادران و خواهران عزیزم اگر باری بردوش شما بودم مرا ببخشید و مبادا فکر کنید که پناه به جبهه فرار از زندگی است نه بلکه فرصتی است که بدست آمده ومن خود را در تاریخ صدر اسلام می دانم و فرصت دست یابی به فوز عظیم شهادت را که عین سعادت است غنیمت می شمارم و من از شما می خواهم تا آنجا که در توان دارید برای اسلام تبلیغ کنید و اگر من هر کاری و هر قدمی مخالف شما برداشته ام مرا حلال کنید و از من راضی باشید و از شما می خواهم که برای من ناراحت نباشید فقط امام را دعا کنید. برادران و خواهران، من نماینده شما در این سنگرها هستم که سنگر اسلام و قرآن است   و من در هر دو جبهه می جنگم برای اسلام و انقلاب اسلامی و امام خمینی ،آن بزرگ مرد تاریخ و آزادی انسانها.

از خدا می خواهم تا در او فنا شوم

خدایا بهترین لذتهای آخرتی و دنیائی را به من عطا کن و بهترین لذت که اسلام می باشد را از ما قبول بفرما.  ان شاء ا... اگر شهید شدم برای من گریه نکنید چون این سعادت است و من همیشه هراس آن داشتم که مرگی جز شهادت نصیبم شود. بخدا پناه می برم و از او می خواهم این نفس سرکش شیطانی را در من خفه کند تا بتوانم در او فنا شوم حال که این وصیت نامه را می نویسم در حالی که از صحت کامل برخوردارم. من شخصی مسلمان و معتقد به خط امام هستم و از همه آنهائی که مرا می شناسند و یا دوستداران من هستند می خواهم که به جای خودم، راهم را دوست بدارند و در ادامه آن تا مرزشهادت کوشا باشند. چون این راه  امام حسین(علیه السلام) است و باید خون داد تا اسلام احیاء شود و بفرموده رهبرعزیزمان، کشته شدن امام حسین (علیه السلام) شکست نبود بلکه قیام برای خدا بود و قیام برای خدا شکست ندارد از همه شما خدا خداحافظی می کنم.

خدایا به سوی تو شکایت می کنم از هواپرستی منافقین که به هلاکت مان اندازند برابر هر حقی باطلی دارند و برای هر زنده ای قاتلی تهیه کرده اند.

ای خدا به تو روی می آوریم از سخت دلی منافقین و از کافران که آسیب مان رسانند.

خدایا به حق رأفت و رحمتت مارا بر دشمنان اسلام و امام نصرت عنایت بفرما

خداوندا همه مسلمین جهان را برکفر جهانی پیروز و موفق بدار.

خدایا قلب آقا امام زمان (عج ا...) آن ارباب بزرگ را که بر دلها جای دارد از ما راضی و خشنود بگردان.

والسلام علیکم و رحمته ا... و برکاته       

روحمان با یادش شاد با ذکر صلوات

گزارش :سیدهاشم موسوی نژاد