تبلیغات
رزمندگان مهدی - به خدا قسم ! آن قدر در دانشگاه امام حسین (ع) امتحان می دهم تا مدرک قبولی ام را بگیرم

به خدا قسم ! آن قدر در دانشگاه امام حسین (ع) امتحان می دهم تا مدرک قبولی ام را بگیرم

14 آبان 93-15:56

در عملیات والفجر 8 از نا حیه سر و کمر ترکش خورده بود و دوران نقاهتش را در ساری گذراند .همان روزها ،مراسم تشییع پیکر چند شهید در ساری بود ، که او را در خیابان مدرس روبروی مسجد ابوالفضل (ع) دیدم .

http://upload7.ir/imgs/2014-11/39243543747032807177.jpg
دانش آموز بسیجی ، شهید مجتبی فتح اللهی سید آبادی ، دیماه ماه سال 48 در روستای سید آباد شهرستان ساری متولد شد ،شاید آن سالها کسی فکرش را نمی کرد که این کودک روزی خونش برای یاری اسلام به پای اسلام و در راه فرزند زهرا (س) و نائب امام زمانش خمینی کبیر به روی خاک کربلای ایران ریخته شود ، با عشق به اهلبیت در دامان مادر و در خانواده ای کشاورز با سختی های فراوان آن دوران ،  رشد یافت .

مجتبی در نخستین روزهای حماسه و دفاع  همچون دیگر جوانان و مردمان این دیار راهی جبهه شد و پس از رشادتهای فراوان در نهمین روز از اردیبهشت سال 65 در منطقه عملیاتی فاو در اثر اصابت ترکش خمپاره به سینه مبارکش  آسمانی شد و مایه مباهات اهل زمین وآسمان در نزد حضرت پروردگار شد.

حسین شاکری دوست شهید از آن دوران نقل می کند: در عملیات والفجر 8 از نا حیه سر و کمر ترکش خورده بود و دوران نقاهتش را در ساری گذراند .همان روزها ،مراسم تشییع پیکر چند شهید در ساری بود ، که او را در خیابان مدرس روبروی مسجد ابوالفضل (ع) دیدم .

نزدیکش رفتم و بعد از سلام و احوالپرسی ، با تشییع کنندگان  به راه افتادیم .در بین راه ،حرف از شهادت و مجروحیت به میان آمد ،مجتبی رو به من کرد و گفت:

-حسین! خوش به حال شهدا که در دانشگاه امام حسین (ع) قبول شدند و مدرک شان هم شهادت است ؛ اما من با مجروح شدنم ، تجدید شده ام!

به خدا قسم ! آن قدر در دانشگاه امام حسین (ع) امتحان می دهم تا بالاخره مدرک قبولی ام را از دست مبارک شان بگیرم .

روحمان با یادش شاد با ذکر صلوات

گزارش :سیدهاشم موسوی نژاد