تبلیغات
رزمندگان مهدی - فرماندهی که به آرزویش رسید! و اولین شهید روستا نام گرفت+ وصیت آتشین

فرماندهی که به آرزویش رسید! و اولین شهید روستا نام گرفت+ وصیت آتشین

30 مهر 93-18:06

دو سه شب مانده بود به عملیات، بچه ها همه دور هم نشسته بودند و همه داشتند آرزوهایشان را به دیگران می گفنتند. همه کنجکاو شده بودند که بدانند آرزوی حسین چیست. یکی از بچه ها از ایشان سوال کرد و ایشان جواب دادند

http://8pic.ir/images/7jzt4yexufxs72lh1na0.jpg
تمام عمر مان باید در پی گوهر های نابی باشیم که بهانه های حضرت حق برای  خلقت اند، اما این گنجها در کنار ما وجود دارند و بهره ما اندک،فرماندهانی همچون پاسدار شهید حسین قنبری نودهی فرمانده گروه چریکی جندالله  که عاشقانه زرق و برق دنیا را رها کردند و به سوی وصال با پروردگارشان شتافتند ،به مناسبت ایام  شهادت این شهید عزیز مطالب زیر تقدیم مخاطبان گرامی می شود، باشد که گوچه چشمی به ما بیندازند.

آغاز حیات طیبه تا شهادت

پاسدار شهید حسین قنبری نودهی در سحرگاه پانزدهم اردیبهشت سال 1344 در روستای نودهک از توابع شهرستان نکا در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود ،شهید قنبری از همان دوران کودکی با عشق به اهل بیت و با زمزمه های عاشقانه  مادر رشد و پرورش یافت و به ایام جوانی پا گذاشت در آن سالها تحت تأثیر حرکت انقلاب اسلامی به صف انقلابیون پیوست و همراه با دیگر بچه های روستا به  مبارزه با طاغوت پرداخت ، با شروع جنگ تحمیلی در زمره اولین گروههای اعزامی به جبهه در صف جهادگران با عنوان مقدس  بسیجی به جبهه اعزام شد و پس از مجروحیت در این دوره خلعت مقدس پاسداری را برتن کرد و در شهرهای عملیاتی پاوه ،سنندج  و سردشت خدمت نمود.

در این دوره ،حسین به دلیل علاقه و روحیاتش از سوی فرماندهان به عنوان فرمانده گروه چریکی جندالله در منطقه سردشت انتخاب شد ، روح عرشی شهید قنبری نودهی  بیقرار وصل پرودگار و دوستان شهیدش بود ،این را از نورانیت شبهای مناجاتش در ایام شهادتش نقل کرده اند و سرانجام  این شهید بزرگوار در 20 مهرماه 61 مزد مجاهدتهایش را گرفت و در اثر اصابت گلوله مستقیم در ارتفاعات سردشت  آسمانی شد و به عرشیان پیوست.و سرانجام اولین شهید روستای نودهک، حسین قنبری نودهی همچون ارباب بی کفن حسین (ع) در روز عاشورا به خاک سپرده شد.

نماز اول وقتش هیچ گاه ترک نمی شد

مادرش از ویژگی های حسین نقل می کند :حضور مستمر و همیشگی در نماز جمعه داشت و سفارش می کردقرآن را با معنی بخوانید تا دلچسب باشد.اهل دعای کمیل و زیارت عاشورا بود و خودش هم مداحی می کرد ، نماز اول وقتش هیچ گاه ترک نمی شد .

شجاع و نترس بودن، اهل کار و تلاش و خیلی چیزهای دیگر که الان یادم نیست. همه اینها باعث شده بود تا ما حسین را نشناسیم ولی خدا حسین را شناخت و او به مراد دلش رسید. یادم است با پدرش به مشهد رفته بودیم صبح جمعه حسین لباسهایش را پوشید و راهی نماز جمعه شد بچه های دیگر هم بودند اما او تنها رفت.

دستگیری از پیر زنی که همه او را می رنجاندند

دوستان و همرزمان شهید نقل می کنند: پیرزنی فقیر در یکی از روستاهای مجاور پادگان سردشت زندگی می کرد که وقتی از خانه بیرون می آمد مردم او را اذیت می کردند. شهید قنبری با لباس نظامی کارهای پیرزن را انجام می داد و برای او خرید می کرد، این کارش باعث شده بود کسی پیر زن فقیر را دیگر نرنجاند.

دیوار چینی دور پادگان شروع شده بود و همه کمک می کردند. حسین که بنایی را بلد بود با پای برهنه از بالای چوب بست به زمین می آمد و بلوک سیمانی و سنگ را می گرفت و می برد بالای چوب بست و دیوار می چید و سفارش به اجر اخروی و ثواب بسیار می کرد.

آرزو دارم اولین شهید روستا شوم

دو سه شب مانده بود به عملیات، بچه ها همه دور هم نشسته بودند و همه داشتند آرزوهایشان را به دیگران می گفنتند. همه کنجکاو شده بودند که بدانند آرزوی حسین چیست. یکی از بچه ها از ایشان سوال کرد و ایشان جواب دادند که دو آرزو دارد یکی اینکه اولین شهید روستا شوم و دوم اینکه صورت نورانی امام خمینی (ره) را ببینم.

وصیتنامه شهید حسین قنبری

درتشییع جنازه ام شرکت نکند کسی که جدی به اسلام پایبند نیست

سلام و درود فراوان به امام زمان و نائبش امام خمینی و روحانیت مبارز و ملت قهرمان و شهید پرور ایران و سلام بر تمام اسلام خواهان که در پیشبرد انقلاب و جهانی نمودن آن جهاد می کنند و مرگ با خفت و خواری و پستی و زبونی بر آنکس باد که در تشییع جنازه من شرکت می کند و یا به اقوام من تبریک می گوید اما به طور جدی پایبند به اسلام و قرآن نیست.

انسان اگر در راه خدا کشته نشود از حیوان نجس تر است

ای کسی که از مرگ می ترسی و خود را در این سرزمین آتش و خون به خواب خرگوشی و چپاول گری مردم زده ای ،هیچ می دانی که فضیل این انقلاب و شهادت در آنچه بزرگ است،از من بشنو که هیچ ارزش نداری ،مگر اینکه شهید شوی چون انسان شهید نشده مردار است یعنی نجس تا جائی که هیچ کس حتی زن و فرزند و خواهر و برادرت هم نمی توانند به تو دست ببندند،مگر اینکه بعد از تماس به جسد تو غسل کنند و پاک شوند اما شهید را هر کس می تواند دست زند و شهید پاکترین موجود می باشد.پس هر چه زودتر به استقبال جهاد و شهادت در راه خدا برو تا سلول و مولکول ذره به ذره گوشت و خون و استخوانت پاک و منزه و خداگونه شود.

آری انسان در راه خدا کشته نشود از حیوان پست تر و نجس تر است،چون دست زدن به حیوان مرده احتیاج به غسل ندارد،اما دست زدن به انسان مرده(نه شهید شده) احتیاج به غسل دارد تا دوباره پاک شوند پس انسان در راه خدا کشته نشود پست تر از حیوان است.

برادران و خواهران ازدواج را به تأخیر نیاندازید

اکنون وصیت نامه ای را تقدیم حضور حق طلبان میکنم که اگر جنازه مرا تشییع کردند بیشترین شعارشان (خدایا خدایا تا انقلاب مهدی ترا به جان مهدی(عج)خمینی را نگهدار)باشد،که روح شهیدان را شاد سازد و دیگران اینکه خواهران و برادرانی که موقعیت ازدواج دارند هر چه زودتر ازدواج کنند تا به نعمت بزرگ الهی در روی زمین دست یابند و فساد را از جامعه نو بنیاد اسلامی ریشه کن کنند و نگویند و بهانه نتراشند که نمی توانم خرج زن و بچه را تأمین کنم و با خواهران نگویند فلانی شغل و در آمدی ندارد که بتواند خرج زندگی را تعیین کند.

چون پیامبر اکرم(ص)می فرماید:هر کس که از تر س معاش (خرج زندگی)ازدواج نکند،به وجود خدا منکر است یعنی این قبیل افراد کمونیست هستند که اعتقاد به خداوند ندراند پس جای این اشخاص دوزخ است،پس اولیای مجردها بفکر متأهل کردنشان باشند و به موقع آنها را از این نعمت بزرگ الهی دنیا بهره مند سازند.راستی از همه مهمتر این که به برادری با هم رفتار و زندگی کنند.

سلاح مؤمن دعا و نیایش است

وحدت کلام را جدی بگیرند و به خواسته قرآن عمل کنند که می فرماید:و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا)و همچنین امام را تنها نگذارید و به خواسته پیامبر(ص)عمل کنید که می فرماید:إنی تارک فیکم الثقلین،کتاب الله و عترتی)چون امام از عترت رسول خداست(ص) و تنها گذاشتن او زیر پا گذاشتن وصیت پیامبر اکرم(ص)است و از همه می خواهم که روز جمعه از کار و کاسبی دست بر دارند و به میعاد عاشقان الله قرارگاه نماز جمعه محل خود بشتابند که روزی خدا در آن است و در دعای کمیل مسجدشان شرکت کنند که سلاح مؤمن در برابر خدا دعاست و نیایش است.

ما هر چه ضربه خوردیم از این بی تفاوت ها بوده

از انجمن اسلامی تمام منطقه ،و تمام مکانها می خواهم که وظیفه خود را بطور جدی عمل کنند که رسالت انبیا را به دوش دارند و بی تفاوت نباشند که نیستند ،و بی تفاوت ها را به مسائل آشنا سازند و آنها را به حق دعوت کنند که چون استاد مطهری فرمودند:که ما هر چه ضربه خوردیم از این بی تفاوت ها بوده که به دین ما ضربه زدند آنطور نباشد که امر به معروف و نهی از منکر نکنید تا خدای نخواسته باعث سقوط کشور اسلامی شود که چون امام صادق(ع)می فرماید:ملتی که امر به معروف و نهی از منکر نکنند،هیچگاه رنگ سعادت و خوشبختی را نخواهند دید.

خواهش من از بیسوادان این است که مبارزه با بیسوادی را جدی بگیرند و نهضت سواد آموزی را تنها نگذارند و به فرموده امام و رهبرشان عمل کنند که می فرماید:برادران و خواهران ایمانی برای این نقیصه درد آور بسیج شوید ریشه این نقص را برکنید)و خواهش دیگر من از خودم و خویشان این است که حرکت همانطوری باشد که بنده را در بین شهدا در بهشت شاد کنید

از همه به خصوص مادر و پدر و برادران و خواهران می خواهم که هیچگاه در مرگ من گریه نکنند ، شاد و خوشحال باشند تا دشمنان خدا هر چه بیشتر از این انقلاب بترسند و شما باید خالصانه و با اعتقاد کامل به دین اسلام رسالت شهیدان را بر دوش کشید و هیچگونه خدشه و سستی به خود راه ندهید تا خدا را راضی کنید. دیگر عرضی ندارم به غیر از سلام و دعا به پدر و مادر خود و سلامتی مسلمانان جهان و جهانی شدن انقلاب اسلامی و السلام خدا یار و نگهدار شما باشد.

روحمان با یادش شاد با ذکر صلوات