تبلیغات
رزمندگان مهدی - سینه تیر خورده و دفن شبانه! سهم مادر مازنی از عشق به حضرت زهرا(س)

سینه تیر خورده و دفن شبانه! سهم مادر مازنی از عشق به حضرت زهرا(س)

28 مهر 93-18:25

گلوله ای که یادآور مسمار درب نیم سوخته یک مادر پهلو شکسته را به اذهان متبادر می کند، و این سهم فروغ از عشق و ارادت به بانوی بی شنان بود ،اما این پایان قصه دلدادگی نبود ، ماموران رژیم شاه از تشییع جنازه‌اش ممانعت بعمل آورده که به ناچار پیکر پاکش همچون مادرش زهرا(س)

http://upload7.ir/imgs/2014-10/45061361624648867748.jpg
بر خود باید بالید که مردان و زنان دیار علویان  در طول دوران انقلاب و جنگ تحمیلی کارنامه درخشانی از خود برجای گذاشته اند  ،گنجینه عظیمی که سالها وقت می برد تا ورق پاره ای از آن به مردمان این سامان معرفی شود ، بانو فروغ  راعی نیز از جمله این مجاهدان است که کمتر به  زنان و دختران مان نشان داده ایم بانوئی که همچون حضرت زهرا (س) به شهادت رسید و همچون بانوی بی نشان غریبانه به خاک سپرده شد و زنان ما  اکنون جایی ایستاده اند که الگوهای شان هزاران کیلومتر از اسطوره های واقعی  دور شده است ،و ما به عنوان بخش کوچکی از رسانه بزرگ انقلاب به معرفی این قهرمانان واقعی می پردازیم، در ادامه سرگذشت زندگانی و شهادت  این بانوی بی نشان به مناسبت سالروز شهادتش ،تقدیم مخاطبان گرامی می شود:

سال 1304 بود که در خانواده‌ای ساده و روستائی در روستای نیاک کودکی چشم به جهان گشود. نام زیبای فروغ را که روشنایی برای آینده باشد بر او نهادند.

هنوز دو سال از عمرش نگذشته بود که همای رحمت زندگی یعنی مادر بال و پر خود را از سر فروغ برچید و به سرای باقی شتافت.

خواهر بزرگترش که زنی مومنه و بسیار پارسا بود او را در کنار گرفت و با تمامی وجود به سرپرستی و تربیت جسم و روح او پرداخت؛ تا اینکه او را به فروغی شایسته رسانید .در روستای نیاک به تحصیل مشغول شد که بعدها توانست به عنوان معلم وآموزگار تنی چند از هم محلی‌های خود باشد.آنچه را که خواهر بزرگش به او ارزانی داشته بود را سعی کرد به عنوان زکات علم به دیگران برساند و تلاش می نمود لذّت قرائت قرآن و مزه‌ی عشق به اهل بیت به خصوص حضرت فاطمه (س) و سیدالشهدا را در کام دیگران شیرین سازد. در بین اقوام به صبر و شکیبایی شهره و همیشه مورد احترام و وثوق قلب اعضای خانواده و اطرافیان بود. وی درسال1326 به عقد آقای نصرالله عطاریان درآمد كه حاصل این ازدواج 4 فرزند دخترو1فرزند پسرگشت.

با انجام فرامین الهی به خصوص نافله ی شب در ماه‌های مبارک رمضان و توجه به مصائب اهل بیت علیهم‌السلام اعضای خانواده را شگفت زده می نمود و با عشق و علاقه‌ای که به آقا اباعبدالله‌الحسین داشت، این سنت حسنه را برای فرزندان به ارث گذاشت که با نوشیدن آب بگویند فدای لب تشنه‌ات یا حسین.

پانزدهم مهرماه سال 57 درست در روزهای اوج گیری نهضت انقلاب اسلامی بود که این زن فداکار به هنگام بازگشت ازتظاهرات درب منزل رابه خاطرپناه دادن به انقلابیون بازگذارد وبه همین دلیل با  چند تن از مأموران ساواك درگیرشد و همین درگیری کافی بود تا ساواکیهای کوردل به سمتش شلیک کنند .و سهم  فروغ از آسمانی شدن یک گلوله بود که بر سینه اش نشست ،

گلوله ای  که یادآور مسمار درب نیم سوخته یک مادر پهلو شکسته را به اذهان متبادر می کند، و این سهم فروغ از عشق و ارادت به  بانوی بی شنان بود ،اما این پایان قصه دلدادگی نبود ، ماموران رژیم شاه از تشییع جنازه‌اش ممانعت بعمل آورده که به ناچار پیکر پاکش همچون مادرش زهرا(س) نیمه شب در سکوتی معنی‌دار و با حضور سربازان و ماموران ساواک و رئیس شهربانی وقت در آستانه مبارک امامزاده ابراهیم آمل غریبانه به خاک سپرده شد.

روحمان با یادش شاد با ذکر صلوات