تبلیغات
رزمندگان مهدی - می خواستم دنباله رو راه شهیدان کربلای حسین (ع) باشم

می خواستم دنباله رو راه شهیدان کربلای حسین (ع) باشم

9 شهریور 93-16:00

با شروع جنگ تحمیلی با توجه به اینکه از خدمت سربازی معاف بود . وارد دانشکده افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران شد و پس از طی دورا ن آموزشی در تهران و شیراز ،داوطلبانه در سال ۶۱ به مناطق عملیاتی غرب درلشگر ۲۸کردستان تیپ ۲سقز گردان ۱۲۰بانه اعزام گردید

دیار علویان صفحه ای از تاریخ ازیاد نرفتی این کشور است که دلاورمردانش از همین روستاها و شالیزارها و کوچه پس کوچه های شهرهای دور نزدیک بخشی ازتاریخ عظیم وتمام نشدنی دفاع هشت ساله ی این کشور امام زمان را رقم زده اند،جوانان ،نوجوانان و پیرمردانی که تاریخ ،حسرت صلابت واخلاص شان را می خورد و تکرارشان بعید به نظر می رسد،در ادامه زندگینامه و وصیت سرتیپ شهید شهنور ویسی شهید سرافراز ارتش عزیز به مناسبت سالروز عروجش تقدیم مخاطبان گرامی می شود:

زآغاز تا پرواز در بی نهایت

سرتیپ شهید شهنور ویسی متولد ۱۳۳۶/۷/۶ در روستای کلنو از توابع شهرستان کلاردشت در خانواده ای زحمت کش و متدین چشم به جهان گشود .تا سن هفت سالگی در کانون گرم خانواده که  شغل آنها کشاورزی بوده ،پرورش یافت .تحصیلات ابتدائی را در روستا سپری کرد و برای ادامه تحصیل در دوره  راهنمائی بدلیل نبود امکانات آموزشی به شهر حسکیف رفت .

 بدلیل کمبود ماشین بیشتر مواقع فاصله روستا تا شهر حسنکیف که حدود هشت کیلو متر بود را با پای پیاده رفت و آمد می نمود .با سپری نمودن دوران راهنمائی به خاطر علاقه به علم ودانش با توجه به نبودن دبیرستان در منطقه کلاردشت به شهر چالوس رفت و در دبیرستان شبانه دکتر علی شریعتی در رشته علوم طبیعی  ثبت نام نمود .

با توجه به مشکلات اقتصادی خانوده روزها کار می کرد و شبهابه تحصیل ادامه می داد که در سال ۱۳۵۶ موفق به اخذ مدرک دیپلم در رشته علوم طبیعی گردید .بعداز فراغت از تحصیل به دامن خانواده بازگشت و در جهت کمک به خانواده با پدر خود مشغول به کار کشاورزی شد .ودر همان سال از خدمت سربازی معاف گردید. در سال ۱۳۵۷با ورود حضرت امام خمینی (ره) به میهن اسلامی زندگی سیاسی شهید شروع شد .

انتخاب در شورای روستا

وبا شرکت در راهپیمای های زمان انقلاب دوشا دوش مردم منطقه سهم بسیار بالایی در بیداری جوانان محل زندگی خود داشت . با فرمان امام مبنی بر شکل گیری شوراهای اسلامی و برگزاری انتخابات در روستا با رای قاطع مردم روستای کلنو به عنوان شورا ی محل انتخاب گردید . که در زمان ایشان خدمات بسیار ارزنده ای به مردم روستا ارائه گردید .که پایه گذار صندوق خیریه محل بود .بافرمان امام مبنی بر تشکیل جهاد سازندگی . عاشقانه و خالصانه بدون هیچگونه چشم داشتی وارد جهاد سازندگی منطقه کلاردشت شد و مدت یکسال در این نهاد مقدس مشغول به خدمت بود .

افسر ارتشی که از سربازی معاف شده بود

با شروع جنگ تحمیلی با توجه به اینکه از خدمت سربازی معاف بود . وارد دانشکده افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران شد و پس از طی دورا ن آموزشی در تهران و شیراز ،داوطلبانه در سال ۶۱ به مناطق عملیاتی غرب درلشگر ۲۸کردستان تیپ ۲سقز گردان ۱۲۰بانه اعزام گردید . وبه عنوان فرمانده دسته موشگ انداز مشغول پاسداری از کیان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران گردید. و بعد از چندین ماه حضور در جبهه های حق علیه باطل  نهایتاً در اثر برخورد با مین کاشته شده توسط ضد انقلاب منفور در تاریخ ۱۳۶۲/۶/۷به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

وصیتنامه امیرسرتیپ شهید شهنور ویسی

خداوند از مومنین جانها و مالشان را می خرد

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه

خداوند از مومنین جانها و مالهایشان را می خرد و در مقابل بهشت می دهد.بهترین نوع مردن شهادت در راه خدا میباشد. کسانی از مرگ می ترسند .که از اعمال گذشته خود وحشت دارند . ولی کسیکه که اعمال نیکو انجام داده باشد.آرزو داردهر چه سریعتر اعمال درست خود را ببیند.این دنیا به منزله محل کشتزار می باشد. و مرگ دیواری است بین این زندگی و زندگی آخرت ودر آن دنیا هر چه زراعت کرده باشد درو می کند.

(الذی خلق الموت والحیاط لیبلوکم ایکم احسن عمله:) اوست آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا بیازماید شما را که درصحنه پیکار حق و باطل کدامین از شما نیکو کار تر است .

مارا همیشه از گلگون کفنان این نوید بوده است که تاریخ سراسر افتخار و خونبار شیعه  را با خون سرخ زنده نگهه داشت .

ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاءعند ربهم یرزقون

می خواستم دنباله رو راه شهیدان کربلای حسین (ع) باشم

تمامی شهدا این ستاره های درخشان آسمان انقلاب اسلامی و رقم زنان صفحات  زرین تاریخ که پیمان وفاداری خود را بخون مهر نموده وبه نور پیوسته اند ودر همیشه تاریخ چون برق قطرات اشکی که بر گونه چین خورده مادرانشان جاری شد و جهان را به جلوه  خود جلا بخشید بیاد مانده و راهشان چون شمعی بین صفا و مروه در ایام حج پررهروخواهد بود . بار پروردگارا از تو عاجزانه می خواهم که توفیق شهادت را نصیبم گردانی و مرا بیامرزی . خدایا من که نتواستم در جهان مادی شکر نعمتهای تورا بگویم . ما در نزد پیامبران و امامان خجلیم . ای خدا طلب آمرزش می کنم .عقیده من این است که تا یک جامعه شهید ندهد همه آن جامعه آماده نمی گردد.می خواستم دنباله رو راه شهیدان کربلای حسین (ع) و شهیدان کربلای این زمان باشم . خوشحالم جانم را نثار اسلا م و مکتب محمد (ص) و علی (ع) میکنم .

برادرم تو وارث لباس رزمم می باشی . تو باید تداوم بخش راه تمام شهیدان باشی .

ما به خاطر خدا و اسلام و قرآن به جنگ  علیه صدام و مزدوران آمریکائی آمده ایم تا ریشه متجاوزان را بر اندازیم و قدس را آزاد کنیم .

روحمان بایادش شاد با ذکر صلوات