تبلیغات
رزمندگان مهدی - خدایا! اگر به ضرب شمشیر تو کشته شوم زندگی جاوید پیدا می کنم

خدایا! اگر به ضرب شمشیر تو کشته شوم زندگی جاوید پیدا می کنم

18 مرداد 93-23:00

خدایا خسته ام ،دل شکسته ام ،از این حیات پست از پرده سیاه شب که بر دید گانم زده شده است ومانع رؤیت خورشید حقیقت میشود.خدایا دیگر تاب شنیدن گامهای دیو سیاه گناه و معصیت را ندارم که از حیاتم به روحم گام می نهد .

http://8pic.ir/images/uwnohdajvvvdp1hj2fzc.jpg
لشکرعرشی 25 کربلا صفحه ای از تاریخ ازیاد نرفتی این کشور است که دلاورمردانش بخشی ازتاریخ عظیم وتمام نشدنی دفاع هشت ساله ی این کشوررا رقم زده اند،جوانان ،نوجوانان و پیرمردانی که تاریخ ،حسرت صلابت واخلاص شان را می خورد و تکرارشان بعید به نظر می رسد، مردان مردی که به لذتهای حلال این دنیائی پشت پا زدند وآسمانی شدند. در ادامه زندگی نامه و فرازهائی از وصیتنامه  عارف روحانی ،طلبه شهید محمد درویش امیری فرمانده گردان شهید دستغیب تیپ 83 امام صادق(ع)به مناسبت ششم مردادماه  در سالروز شهادتش، تقدیم مخاطبان گرامی می شود:

سرآغاز حیات طیبه وشهادت

23سال زمین افتخار میزبانی ازا ورا داشت.در6  سالگی به مدرسه رفت و 17 ساله بود که  دیپلم گرفت.تا آن موقع در روستای مشهدی سرای درعباس‌آباد تنکابن زندگی کرد. پس از آن جهت تحصیلات حوزوی به قم رفت .هنوزیک ماه مانده بود تا 19 سالگی‌اش تمام شودکه در تاریخ 8/5/1364همزمان  با سالروزتولد امام رضا(ع) با یکی از  دختران هم‌محلی‌اش ازدواج کرد.

ضمن حضور در جبهه، 5 سال در مدرسه‌های امام رضا و کرمانی‌های قم تحصیل کرد اما تحصیلات مانع از جبهه رفتن او نبود.

مدتی بعد به جبهه  رفت تا آموخته های خودرا در راه دفاع از حریم اسلام ناب محمدی به اجرا گذارد. اولین بار که به جبهه رفت ،وارد واحد تخریب شد تا با پاکسازی مین های کارگذاشته شده توسط دشمن ، راه را برای رزمندگان اسلام باز کند تا دشمن متجاوز را تعقیب نمایند.

دفعات بعدی اعزام او، از تیپ 83 امام جعفر صادق قم بود. سه بار به صورت داوطلبانه به جبهه‌ها اعزام شدو در دو نوبت زخمی شد اما پس از بهبودی نسبی دوباره عازم جبهه می شد. اودر تیپ83امام صادق(ع)که از روحانیون تشکیل شده بود فرمانده یکی از گردانها را به عهده داشت ودر آخرین روزهای جنگ قبل از اینکه در شهادت به سوی مشتاقان آن بسته شود،در6/5/1367 درجبهه ‌ اسلام‌آباد غرب ودر عملیات مرصاد به شهادت رسید.

وصیتنامه عارف شهید محمد درویش امیری

اگر به ضرب شمشیر تو کشته شوم زندگی جاوید پیدا می کنم

بسم الله الرحمن الرحیم                                                                                        

اَللُّهمَ وَفِقّنا لِما تُحِبُّ وَ تَرضی .اَللهُمّ  اِجعَل عَواقِبَ اُمورِنا خَیراً                    

اِلهی اِن خَدَلتَنی فَمَن ذَی اَلّذی لَیَنصُرنی وَ اِن حَرمتَنی فَمَن ذَی اَلّذی یَرزُقنی  

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود                          

پیش پائی به چراغ تو ببینم چه شود      

  یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند                                                                

گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود            

خدا را شکر که بر این بندة عاصی منّت نهاد تا در راه رضوان او قدم در پیش نهم .خدای را شکر بسیار باید که این همه نعمات وافر را بر این وجود نازل و غافل ارزانی داشت .خدایا تو را شکر که این جان بی قدر را از ضلالت به هدایت کشاندی .خدایا خسته ام ،دل شکسته ام ،از این حیات پست از پرده سیاه شب که بر دید گانم زده شده است ومانع رؤیت خورشید حقیقت می شود.خدایا دیگر تاب شنیدن گامهای دیو سیاه گناه و معصیت را ندارم که از حیاتم به روحم گام   می نهد .                                             

خدایا دوست دارم همچون کبوتری آزاد، آزاد از هر قید و بند سبکبال و بی قرار در آسمان عشق به سوی نور حقیقت به پرواز در آیم .خدایا آن لحظه ای را به من ارزانی دار که روحم پاک شود و قلبم همچون آب زلال شفاف شودواز قید این دنیای فانی رهانیده شوم .                                                      

اگر به ضرب شمشیر تو کشته شوم زندگی جاوید پیدا می کنم .                  

به خاطر اینکه وقتی روحم پاک شود فدایت می شوم .                   

پدرم! دستانت را بالبان تشنه شهادت بوسه می زنم

سلام بر شما ای پدر بزرگوار دستانتان را با لبهای تشنه شهد شهادت بوسه  می زنم و ملتمسانه از شما تقاضا دارم که از نافرمانیهایم اقماض کنی و در گذری .امیدوارم از آنکه نتوانستم فرزندی نیکو برای شما باشم این حقیر را عفو فرمایید . از پروردگار بزرگ بخواهی که از این بنده ای که پرده از گناه و معصیت روح او را فرا گرفته است و نور حقیقت بر قلب او نتابیده است ،در گذرد .                  

پدر عزیزم برایم قرآن تلاوت نمایید ،دعا کنید تا شاید بار معاصیم کمتر گردد و سبکبال شوم و با روئی گشاده به فوز عظیم نائل آیم .                       

پدر عزیزم شرمنده ام که چگونه از شما با همه زحمتهایی که سزاوار آن نبودم برای من متحمّل شده اید، تشکر کنم ،خداوند بزرگ از شما بپذیرد.

سلامی  به گرمی آه مادران شهید                     

پدرم ،چیزی از این دنیا نیافته ام فقط یک حقیقت و آن اینکه این دنیا و هرآنچه بر آن منتهی می شود فانی و در فنا سزاوار نظر و تأمل نیست. باید به هرآنچه با قیمت نگریست خداحافظ شما ،امیدوارم که مرا فائز و رستگار بیابید .                  

مادر عزیزم سلام ،سلامی به گرمی خون شهید در سینه تان .                    

به گرمی تابش نور ایمان بر دلها ،به گرمی آه مادران شهید .                         

مادرم ،خجلم ،آکنده از شرم ،چگونه می توانم آن همه زحمتها و مشقتها که برای این حقیر برخویش هموار ساختی جبران کنم .قلبم از نگاهتان آن همه لطف و صفا باز می ایستد .مادر جان ،از شما ملتمسانه می خواهم که مرا عفو نمائید و از درگاه باریتعالی برایم طلب مغفرت کنید ،مادر برایم قرآن بخوان و نماز بگذار .    

شما ای دوستان و خویشاوندان سلام ،امیدوارم در صحت و سلامت به سر برید. اگر این حقیر شما را آزار داد و یا غیبت و تهمتی بر شما روا داشته ام چشم بپوشانید و از خدای منّان ازبرای این بنده طلب مغفرت نمائید ،و مرا ببخشید و عفو نمائید.

والسلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته

روحمان با یادش شاد با ذکر صلوات