تبلیغات
رزمندگان مهدی - لباس خونین شهادت هدیه ازدواج خداوند به زوج پاسداری که به جبهه آمده بودند +تصاویر و پیام رهبری

لباس خونین شهادت هدیه ازدواج خداوند به زوج پاسداری که به جبهه آمده بودند +تصاویر و پیام رهبری

10 اردیبهشت 93-21:28

در جواب نامه همسر شهیده‌اش که نوشته بود: خوشحالم همسرم سرباز امام زمان(عج) هست. نوشت، سرباز امام زمان(عج)، آن بسیجی است که جمجمه‌اش را به حق عاریه می‌دهد.

http://upload7.ir/imgs/2014-04/61699098208398117186.jpg
تمام عمر مان باید در پی گوهر های نابی باشیم که بهانه های حضرت حق برای  خلقت اند، اما این گنجها در کنار ما وجود دارند و بهره ما اندک،فرماندهانی همچون سردارشهید محمد ابراهیم موسی پسندی معاونت طرح وعملیات لشکر25 کربلا که عاشقانه زرق و برق دنیا را رها کردند و به سوی وصال با پروردگارشان شتافتند ،به مناسبت 9 اردیبهشت، سالگرد شهادت این سردار شهید مطالب زیر تقدیم مخاطبان می شود، باشد که گوچه چشمی به ما بیندازند

لینک تصاویر منتشر نشده از سردار شهید محمد ابراهیم موسی پسندی

از آغاز تا پرواز

محمدابراهیم موسی پسندی در سال 1340 در روستای عباس آباد متولد شد. پس از اتمام دوره ابتدایی با شرکت در برخی کلاس های مذهبی و عقیدتی آشنایی خود با احکام دین اسلام را افزایش داد. ایشان همراه با تحصیل و تهذیب، به ورزش علاقه خاصی داشت. او در رشته وزنه برداری موفقیت های سیاسی خود را نیز در سطح ملی کسب کرد.

 در اوایل سال 1357 ابراهیم اقدامات سیاسی خود را نیز گسترش داد، وی با شجاعت کم نظیری که داشت در روزهایی که خفقان بر غرب استان سایه انداخته بود، به توزیع انواع کتب، عکس ها و اعلامیه های حضرت امام(ره) در شهرهای چالوس، نوشهر و تنکابن پرداخت، ایشان تشکیلاتی را نیز به طور مخفیانه در شهر چالوس راه انداخت.

او به همراه دوستان مبارزش موفق شد در اقدامی متهورانه ساختمان شهربانی چالوس را به تصرف در آورده و نیروهای آن را خلع سلاح کند. با پیروزی انقلاب، ابراهیم به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست تا تقوی، شجاعت و ابتکار خود را در راه دفاع از دستاوردهای انقلاب به کار گیرد. او مدتی را در جبهه مریوان حضور یافت سپس به چالوس بازگشت و به واحد طرح و عملیات ملحق شد. وقتی آهنگ فتنه از جنگل های آمل به گوش رسید محمد چندین بار با لباس مبدل و به عنوان چوپان تا نزدیکی منافقین نفوذ کرد و از این طریق با شناسایی کامل موقعیت آنان طرح های موفقی را برای قلع و قمع منافقین ارایه داد.

پوشیدن لباس چوپانان برای شناسائی منافقین

یک بار در حین شناسایی توسط منافقین دستگیر شد که با زیرکی و هوشیاری خاصی که داشت توانست از چنگ آنان رهایی یابد، او بسیار متواضع و فروتن بود. با این که به فرموده فرماندهی وقت لشکر ایشان مغز متفکر عملیاتی و طراحی لشکر محسوب می شد اما بسیار از همشهریان وی نیز از جایگاه مادی و معنوی او بی اطلاع بودند. ابراهیم گمنام بود و بر این گمنامی افتخار می کرد. ابراهیم معاونت طرح و عملیات لشکر 25 کربلا را بر عهده داشت اما در میان نیروها هم چون رزمنده ای ساده رفت و آمد می کرد. با تاکید بسیاری از فرماندهان جنگ، موسی پسندی نقش بسیار مهمی در فتح پاسگاه شرهانی، سلسله ارتفاعات 175، موسیان و زبیدات عراق داشت. وقتی از او خواستند به سپاه منطقه سه استان مازندران و گیلان برگردد، جواب دادند: من پاسدارم و براساس حکم امام باید از دستورات اطاعت کنم ولی اگر از جبهه برگردم از سپاه بیرون آمده و به‌ عنوان بسیجی به جبهه برمی‌گردم.

 لباس خونین شهادت هدیه ازدواج خداوند به زوج پاسدار

ایشان در مرحله دوم عملیات محرم بر اثر اصابت ترکش، به شدت مجروح و به بیمارستان منتقل شد ولی روح بی قرارش او را به حرکت درآورد و در فرصتی مناسب با فرار از بیمارستان خود را به رزمندگان رساند تا سهم بیشتری از مجاهدت فی سبیل الله را نصیب خود سازد. همسر او نیز از پاسداران انقلاب بود. ابراهیم به همراه همسرش خانم مرضیه عاملی پس از برگزاری مراسم ساده ازدواج راهی مناطق جنگی شد. چند روز قبل از شهادت، از مادرش خواست لباس سبز سپاه را برایش بفرستد و در غروب 9 اردیبهشت سال شصت و دو همزمان با روز وفات حضرت زینب(س)، 53 روز پس از ازدواج با لباس سبز سپاهی به ‌همراه همسر وفادارش در تصادفی خونین در جاده آبادان-خرمشهر در سن 22 سالگی به بارگاه کبریایی حضرت حق پر گشود.

پیام رهبر انقلاب برای شهادت فرمانده

مقام معظم رهبری حضرت ایت الله خامنه ای نیز به مناسبت شهادت این سردار دلیر سپاه اسلام پیامی صادر کردند که به شرح ذیل می باشد:

بسمه تعالی

خداوند درجات شهیدان عزیز را رفیعتر فرماید و ما را از فیوضات معنوی آنان بهره مند نماید وبه کسان آنان اجر مرحمت کند.

سیدعلی خامنه ای

سرباز امام زمان(عج)، آن بسیجی است که جمجمه‌اش را به حق عاریه می‌دهد

آثار وخاطراتی از شهید

در جواب نامه همسر شهیده‌اش که نوشته بود: خوشحالم همسرم سرباز امام زمان(عج) هست. نوشت، سرباز امام زمان(عج)، آن بسیجی است که جمجمه‌اش را به حق عاریه می‌دهد.

صالح خواجه‌جان از بستگان شهید نقل می کند: محمدابراهیم هیچ وقت دوست نداشت شناخته شود و همیشه سعی می‌کرد گمنام بماند، به دلیل همین هم خانواده و دوستان، اطلاعات دقیقی از محل و نوع مسئولیت او نداشتند.

یک روز مادرش را در بیمارستان چالوس بستری کردند، من در لشکر 92 زرهی اهواز خدمت می‌کردم و از آنجایی که محمدابراهیم جبهه را ترک نمی‌کرد و به خانه نمی‌آمد، از منزل تماس گرفتند و از من خواستند تا موسی را پیدا کنم و ماجرا را با او در میان بگذارم. به پایگاه شهیدبهشتی اهواز رفتم و با پرس و جوهای زیاد به هر طریقی که بود، توانستم او را در واحد اطلاعات عملیات پیدا کنم.

محمدابراهیم پس از احوالپرسی، مرا به سنگر برد و با کنسرو بادمجان و کمی نان از من پذیرایی کرد. گفتم: پس کمی از کنسرو می‌خورم تا شام اصلی را بیاورند.

محمدابراهیم گفت: بخور که شام دیگری در کار نیست، با تعجب پرسیدم: شام‌تان همین است؟ محمدابراهیم گفت: مگر عیبی دارد؟ گفتم: این‌جوری که می‌گفتند شما برای خودت اینجا برو بیایی داری و کلی آدم زیر دستت است، خندید و گفت: من اینجا کاره‌ای نیستم و در ثانی اینجا همه از یک نوع غذا می‌خورند.

بشارت شهادت محمد ابراهیم از لسان مبارک امام زمان(عج)

سیده خانم خاجه جان ،مادر شهید موسی پسندی نقل می کند:روزی برای تمیز کردن اتاق محمد ابراهیم  به داخل اتاقش رفتم.و عطر بسیار خوشی به مشامم رسید و احساس کردم نور خاصی در اتاق است٬محمد بسیار خوشحال بود و حال خاصی داشت.

به او گفتم مادر چرا اتاق تو حال دیگری دارد؟گفت : چیزی نیست . خیلی اصرار کردم  ولی چیزی نمی گفت . پس از کلی خواهش گفت : به شرطی می گویم که تا زمانی که من زنده ام به کسی نگویید .

من قول دادم و  محمد ابراهیم گفت :

همین الان حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشریف آورده بود در اتاق من  و با هم صحبت کردیم.

اول خوشحالم که سعادت دیدار مولایم نصیبم شد ، دوم اینکه آقا من را به عنوان سرباز اسلام بشارت دادند و سرانجام کارم را شهادت در راه خدا نوید دادند و من در جبهه و خط مقدم هم چنین صحنه هایی رادیده ام.

ما هیچ وقت با شهدا خداحافظی نمی‌کنیم

فرازهایی از مناجات سردار عارف محمد ابراهیم موسی پسندی

اگر یک روز دل‌تان هوای شهید کرد، ما را هم به دلتان راه دهید/

اگر راه افتادید تا سری به دیوار نوشت‌های قدیم بزنید و بوی شهید را آنجا بجویید ما را همسفر کنید/

ما با بوی شهید پر و بال می‌گیریم، ما با بوی شهید رخت آسمان می‌پوشیم و هم بال ملائک قدسی می‌شویم/

اگر روزی شهدا به خوابتان آمدند، ما را هم به دشت خوبتان ببرید/

اگر بوی عباس(ع) به سر سرای کویتان وزید و لباس دلتان و پرچم روحتان را نوازش کرد قسمتی ما را هم کنار بگذارید/

ما هیچ وقت با شهدا خداحافظی نمی‌کنیم/

ما می‌خواهیم هر کدام‌مان سایه یک شهید بر روی زمین باشیم/

ما می‌خواهیم یک بسیجی باشیم/

ما می‌خواهیم هرکدام‌مان سایه یک شهید بر روی زمین باشیم، تا ما هم همسایه دیوار به دیوار خدا باشیم/

روحمان با یادش شاد با ذکر صلوات