تبلیغات
رزمندگان مهدی - اگر برادرم در جبهه نبود ،تا آخر جنگ ازجبهه برنمی گشتم!!

اگر برادرم در جبهه نبود ،تا آخر جنگ ازجبهه برنمی گشتم!!

24 اسفند 92-23:23

طلبه بود ودرقم تحصیل می کرد،من وچند نفر از هم محلی ها راه افتادیم تا به جبهه برویم.سر راه تصمیم گرفتیم برویم قم؛ هم غلامعلی را ببینیم و هم زیارت حرم حضرت معصومه(س) و جمکران را انجام دهیم.

http://upload7.ir/imgs/2014-03/10132086019800675122.jpg
لشکرعرشی 25 کربلا صفحه ای از تاریخ ازیاد نرفتی این کشور است که دلاورمردانش بخشی ازتاریخ عظیم وتمام نشدنی دفاع هشت ساله ی این کشوررا رقم زده اند،جوانان ،نوجوانان و پیرمردانی که تاریخ ،حسرت صلابت واخلاص شان را می خورد و تکرارشان بعید به نظر می رسد، مردان مردی که به لذتهای حلال این دنیائی پشت پا زدند وآسمانی شدند. در ادامه ذکر خاطره ای ازشهید غلامعلی معلمی اعزامی از جویبار از زبان پدرگرانقدر شان حاج علی معلمی امام جمعه قائم شهر، تقدیم مخاطبان می شود:

طلبه بود ودرقم تحصیل می کرد،من وچند نفر از هم محلی ها راه افتادیم تا به جبهه برویم.سر راه تصمیم گرفتیم برویم قم؛ هم غلامعلی را ببینیم و هم زیارت حرم حضرت معصومه(س) و جمکران را انجام دهیم.

وقتی رسیدیم به قم ،هوا تاریک شده بود ،شب را درقم ماندیم ،غلامعلی که فهمیده بود میخواهیم برویم جبهه،گفت:

- من هم می آیم.

فوری وسایلش را جمع کرد و با ما همراه شد ،توی راه یکی از دوستان به او گفت:

- کاش نمی آمدی ،الان وقت درس است،می ماندی درسهایت را می خواندی!

غلامعلی اخمی کرد وگفت:

- الان مهم تر از درس وبحث،جنگ است .تازه چون از خانواده ی ما یک نفر درجبهه حضور دارد باعث شد من درس بخوانم،والاّ اگر برادرم جبهه نبود ،می رفتم و تا آخر جنگ می ماندم و برنمی گشتم.

همه باهم راهی جبهه شدیم،اما غلامعلی دیگر برنگشت  و هنوز هم که هنوز هست ،خبری از او نیست.

غلامعلی معلمی

شهادت 19/11/65

والفجر8