غواص شمالی در کارخانه نمک آنقدر غواصی کرد،تا پوست بدنش با لباسش برگشت

16 مهر 92-22:22

رزمنده گرگانی دیگر به عقب برنگشت،آنقدر در شناسائی منطقه کارخانه نمک غواصی کرده بود که وقتی لباسهایش را درمی آورد پوست بدنش نیز همراه لباس برمی گشت!!
http://upload7.ir/images/18971703257184171689.jpg

درسالهای دفاع مقدس جدای از تخریب های مادی که دشمن بر پیکره این کشور وارد ساخته بود، به اندازه طول تاریخ  به ملت ما درسهائی  را آموخت ، که فقط می توان نمونه های آن را در سیره عملی امامان معصوم و پیغمبران الهی مشاهده نمود . ایثار و از خود گذشتگی، حلقه مفقوده زندگی امروز بشر که حلال همه مشکلات و گشاینده همه درهای بسته است ، نمونه بارز این مدعاست،درسی که برگرفته از مکتب ناب شیعه بود و معلمی همچون خمینی داشت.

سردار معیلی معاون اطلاعات وعملیات لشکر 25 کربلا دردوران دفاع مقدس در گفتگو با خبرگار ما،ایثار و ازخودگذشتگی شهدا و رزمندگان را اینگونه روایت می کند:

رزمندگان ،درشب عملیات دوستان خود را قسم می دادند تا اول آنها به میدان مین بزنندشاید باورش سخت باشد ،همان کسی که تا چند ساعت قبل رغبتی برای پیش قدم شدن نسبت به دیگران جهت انجام کارهای شخصی نداشت اینگونه التماس می کند تا برای رسیدن به شهادت پیش قدم شودو از خود گذشتگی کند!

انتظار تعریف وتمجید برای رزمندگان واژه ای نامأنوس  بود ،چیزی که اگر در زندگی امروز ما نباشد خیلی از کارهای روزمره مان لنگ می ماند!! شبهای قبل از عملیات که با کار فشرده شناسائی همراه بود ،بعضی از بچه های اطلاعات به طور دائم به جای دیگران داوطلب انجام کارهای سخت و طاقت فرسا می شدند بی آنکه منتظر تشویق فرمانده و یا تمجید دوستان باشند!بچه هائی که اگر ایثارشان را به رویشان  می آوردی ،گونه هاشان سرخ می شد و از خجالت اینکه ریا نشود ،خود را از چشم همه مخفی می کردند.

شهردار و سردار!!

پیشقدم شدن و مسابقه برای خدمت به دیگر رزمندگان از خصلتهای بی بدیلی بود که درجبهه به امری عادی تبدیل شده بود ،در آنروزها  کسانی به عنوان شهردار انتخاب می شدند که داوطلبانه ظرف غذاولباسهای رزمنده ها را تمیز و پوتینهاشان را واکس بزنند، با این اوصاف هم نوبت رعایت نمی شد و بچه ها کار تهذیب نفس را از همان کارهای شخصی شروع می کردند ،این شده بود که ما در جبهه شهردار را سردار!! می نامیدیم .

رزمنده ای آب را به لبان تشنه مجروحی نزدیک کرد،او بی آنکه آبی بنوشد با انگشت اشاره مجروح دیگری را نشان داد ،به سراغ او که رفت ،با اشاره چشم، او هم مجروح دیگری را نشان دادو...تا اینکه هیچ یک بی آنکه جرعه ای آب بنوشندبا لب تشنه به شهادت رسیدند.اینها افسانه نیست !و ما در میدان نبرد علیه کفر این صحنه ها را به عینه دیدیم.

ایثار و از خود گذشتگی در سایه ی منطق

ایثار و از خود گذشتگی  رزمندگان در لوای منطق بود،کسی که جان خود را به کف می گیرد ،و رنجهای فراوان را به جان می خرد ،کارهای سنگین ،سنگر سازی ،بی خوابی ها و ....مشقتهای فراوان و این با عقل و منطق راحت طلب جور در نمی آید.

رزمنده ای که دراثر پشتکار پوستش با لباسش برگشت

یکی از بچه های گرگان بعد از عملیات والفجر 8 خیلی گریه می کرد. برای رزمنده ها سوال شده بود که این شخص چرا اینقدر بی قراری میکند. 

در این بین شهید طوسی فرمانده لشکر از او علت گریه را جویا شد و به اوگفت: برادر عملیات دیگر تمام شده و باید به مرخصی بروی.

رزمنده در جواب شهید طوسی گفت:من به مرخصی نمی روم

شهید طوسی پرسید:چرا به مرخصی نمیروی؟

رزمنده گفت:من به مادرم قول داده ام که در این عملیات شهید می شوم و برای من جای تعجب است که چرا شهید نشدم.

بعد از این ماجرا ،رزمنده گرگانی دیگر به عقب برنگشت،آنقدر در شناسائی منطقه کارخانه نمک غواصی کرده بود که وقتی لباسهایش را درمی آورد پوست بدنش نیز همراه لباس برمی گشت!!

شهید طوسی وقتی این وضعیت را دید ،به بچه های ستاد گفت :هرطوری هست اورا با عقب ببرید تا در بیمارستان بستری شود،بچه ها هم دستور فرمانده را اجرا کردند و اورا به عقب منتقل کردند.

صبح روز بعد رزمنده گرگانی به قرار گاه برگشت و همه متعجب به او گفتند:چرا برگشتی؟

گفت: من خوب شدم! و باید همین امشب به شناسائی بروم!

این رزمنده گرگانی آنقدر در جبهه ها حضور و پشتکار داشت تا اینکه در عملیات کربلای 4 به آرزویش رسید و به فیض شهادت نائل آمد.

توصیه به بسیجیان امروز

توصیه وسفارش من به همه ی بسیجیان امروز این است که  این تاریخ سراسر حماسه را مطالعه کنند و ایثار و از خود گذشتگی را که برگرفته از مکتب ناب شیعه  است، سرلوحه ی کار خود کنند . جوانان ما باید در همه ی ابعاد زندگی خود با یاد و خاطرات شهدا مأنوس باشند و این مهم ،با مطالعه وصیت ،آثار و دستنوشته های آنها محقق می شود.

نقش پیشکسوتان جهاد وشهادت نیز در انتقال فرهنگ ناب دفاع مقدس این است که تاریخ را به روی کاغذ بیاورندو مسئولان نیز با دعوت از این بازماندگان شهدا نه فقط در ایام دفاع مقدس بلکه در طول سال در دانشگاهها و مدارس وقرار دادن تریبون در اختیار این عزیزان زمینه را برای ماندگاری این فرهنگ ناب فراهم کنند. 

کلام آخر

هرسال برای ما دفاع مقدس است و جنگ هنوز هم ادامه داشته و کار برای ما تمام نشده است ،جنگ سخت دشمن تبدیل به جنگ نرم شده است و می توان از چیزهائی که ازجنگ سخت برایمان باقی مانده برای مقابله با جنگ نرم استفاده کردو دشمن را در این جنگ نیز شکست دهیم.






شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات