شعار دادن با دستی که قطع شده بود

5 مهر 92-11:25

درست در همین اوضاع، چشم‌مان به دو نفر از برادران امدادگر افتاد که مجروحی را روی برانکارد قرار داده و روی زمین درازکش بودند تا در فرصتی مناسب که آتش سنگین فروکش کرد، به عقب بروند

افسران -  شعار دادن با دستی که قطع شده بود
دوران دفاع مقدس ،گذشته از سختی‌ها و مشقت‌های طاقت‌فرسا، ساختاری از سبک زندگی را در بین رزمندگان ایجاد کرد که در آن خصلت‌های فراوانی ظهور و بروز یافت. یکی از این خصلت‌ها، حفظ روحیه در شرایط بحرانی و سخت عملیات‌ها بود که در هیچ مکتب ماتریالیستی یا جنگ‌هائی که در این کره خاکی اتفاق افتاد یافت نمی شود. خاطره زیر رشحه‌ای است از همین خصلت‌های ناب در دوران دفاع مقدس:

«صبح روز عملیات به یک ستون، در حال حرکت بودیم؛ بچه‌هائی که برای تصرف یکی از پایگاه‌های دشمن رفته بودند، دچار مشکل شدند و از ما کمک خواستند. هنوز به مواضع دشمن نزدیک نشده بودیم که با آتش شدیدی مواجه شدیم.

عراقی‌ها از بالای ساختمانی مشرف بر جاده به سوی ما شلیک می‌کردند. همه ستون روی زمین دراز کشیدند تا شاید از حجم آتش کم شود. آتش دشمن لحظه‌ای هم قطع نمی‌شد و این موضوع ما را آزار می‌داد.

درست در همین اوضاع، چشم‌مان به دو نفر از برادران امدادگر افتاد که مجروحی را روی برانکارد قرار داده و روی زمین درازکش بودند تا در فرصتی مناسب که آتش سنگین فروکش کرد، به عقب بروند. به آن برادر که روی برانکار افتاده بود نگاهی کردم، تمام بدنش غرق در خون بود. مچ یک دستش نیز قطع شده بود. وضعیت ناگوار او دل بچه‌ها را ریش کرد، حال‌مان بدجوری گرفته شد.

او که دید روحیه‌مان با دیدن او خراب شده، دردش را فراموش کرد و همان دستی که از مچ قطع شده بود را بالا برد و شروع کرد به شعار دادن که «لااله الا الله» و «الله اکبر» و مرگ بر صدام.

وقتی همه روحیه‌اش را این گونه دیدند لبخند بر صورت بچه‌ها جوانه زد و به مسیر ادامه دادیم.

راوی: مفید اسماعیلی سراجی





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات