روایت سرداركمیل از عملیات رمضان/فرماندهانی که موقع خواب بچه ها نظافت میکردند

27 مرداد 92-20:09

عملیات رمضان در حقیقت نخستین عملیات برون مرزی رزمندگان اسلام بود که در چارچوب راهبرد تنبیه متجاوز طراحی و اجرا می شد. یعنی ما تا آن مقطع عملیات برون مرزی نداشتیم. این عملیات با این فکر و هدف طراحی شد که قوای جمهوری اسلامی ایران، از منطقه شرق بصره وارد خاک عراق شوند و در پشت رودهای دجله، فرات و اروند قرار بگیرند و تا دروازه های بصره پیش روند.

http://upload7.ir/images/68041539562703825023.jpg

بی شک عملیات رمضان که به عنوان اولین عملیات برون مرزی در دفاع مقدس بود، یکی از برجسته ترین تحرکات نظامی دنیا را رقم زده است. سردار کمیل کهنسال که مسئول اطلاعات عملیات تیپ 25 کربلا در عملیات رمضان بود در گفت وگویی به شرح این عملیات پرداخته است و در پایان از نقش دو شهید بزرگوار این عملیات، یعنی شهید حسن حسن پور و شهید درویشی سخن گفته است. این گفت و گوی جذاب از نظرتان می گذرد:

نحوه شکل گیری و ساختار تیپ 25 کربلا

25 کربلا در قبل از عملیات رمضان تیپ بود. پشتیبانی نیروی انسانی، پشتیبانی  لجستیکی و تدارکاتی این تیپ قبل از عملیات رمضان به منطقه 3 گیلان، مازندران، گلستان صادر شد. یعنی تا قبل از عملیات رمضان متعلق به اصفهان بود. کمی بیشتر از یک ماه قبل از عملیات رمضان این واگذاری صورت گرفت. البته آن زمان گیلان و مازندران بود که در تقسیمات کشوری آن موقع مازندارن و گیلان را در رابطه با سازماندهی سپاه و بسیج منطقه 3 می گفتند. به هر حال قبل از عملیات رمضان نیروهای رزمنده، بسیجی، سپاهی، پشتیبانی و تدارکاتی تیپ توسط استان مازندارن و گیلان صورت می گرفت. عموماً سازمان تیپ در اصطلاح نظامی، 3 الی 4 گردان رزمی بیشتر ندارد. درست است که تیپ 25 کربلا یک تیپ محسوب می شد ولی ما در عملیات رمضان قریب به 12 گردان داشتیم. یعنی به اندازه یک لشکر نیرو بود. به خاطر اینکه این تیپ تنها تیپ رزمی ای بود که از سوی دو استان پشتیبانی می شد و نیروهای این دو استان در این تیپ قرار می گرفت. لذا استعداد این تیپ در حد یک لشکر بود. یک تیپ گردان های رزمی و پشتیبانی و خدمات رزم دارد.

اتفاقات قبل از عملیات رمضان

می خواهم کمی به عقب برگردم و دلیل طراحی شدن عملیات رمضان را بازگو کنم. بعد از فتح خرمشهر هنوز بخش هایی از سرزمین مقدس ما در اشغال رژیم بعث عراق قرار داشت. درست است که ما خرمشهر را فتح کرده بودیم و شاید یکی از مهمترین بخش های کشور عزیزمان را که در اشغال عراق بود و در تهاجم اولیه عراق، هدف اولیه اشغال ایران محسوب می شد را ما از دست عراق خارج کردیم که این آزادسازی با عملیات بیت المقدس اتفاق افتاد و خرمشهر در نهایت آزاد شد. اما بعد از فتح خرمشهر یک احساسی پیش آمد که دیگر جنگ تمام شده و ایران همه سرزمین های اشغالی خود را از دست رژیم بعث عراق درآورده است. اما بخش هایی از کشورمان و سرحدات مرزی مان هنوز در اشغال عراق قرار داشت. از جمله منطقه عمومی شهر سومار بخش های دیگری هم در اشغال عراق بود. قصر شیرین گیلانغرب، مهران، ارتفاعات میمک و نفت شهر ایران و بخشی از مرز شرقی هم در اشغال دشمن قرار داشت و تا اروند رود به مساحت بیش از هزار کیلومتر مربع همچنان در اشغال ارتش بعث عراق باقی مانده بود. مطلب بعدی اینکه وقتی خرمشهر فتح شد، هیچگونه پیشنهاد صلحی عادلانه از سوی رژیم عراق یا مراجع بین المللی مطرح و ارائه نشد. درست بود که ما خرمشهر را فتح کرده بودیم اما هیچ چیزی در مجامع بین المللی در رابطه با این جنگ که چه جوری باید خاتمه پیدا کند و چگونه باید صلح برقرار شود، مطرح نشد. با این توصیف فرماندهان نظامی ارتش و سپاه، خدمت امام خمینی (ره) رسیدند و به ایشان عرض کردند که ما اگر دشمن را در این شرایط رها کنیم، بعید نیست که دوباره نیروهای خود را جمع و متمرکز کند و بعد از تجدید سازمان، حمله ای دیگر انجام دهد. چون تا آن موقع هیچ قراردادی بین ارتش عراق و ما منعقد نشده بود. فرض فرماندهان نظامی ارتش و سپاه این بود که عراق نقائص نظامی خود را برطرف می کند و با جلب پشتیبانی های همه جانبه عرب و غرب باز به مرزها و شهرهای ایران  تعدی می کند. چون بعد از فتح خرمشهر دیگر داد کشورهای مرتجع عربی و  آمریکا درآمده بود و به این باور بودند که باید کاری کنیم که مانع پیشروی و پیروزی های ایران شویم و نگذاریم عراق شکست بخورد. یعنی چیزی که بعد از فتح خرمشهر برملا شد، حامیان ارتش و رژیم بعث عراق چهره های خود را آشکار کردند. یعنی پرده را کنار زدند و علناً حمایت های خودشان  را در صحنه های بین المللی اعلام کردند. تا آن زمان ابا می کردند که لخت و عریان از صدام و رژیم آن حمایت بکنند.  ولی بعد از فتح خرمشهر آنچنان وحشت زده شدند که بی محابا از دشمن ایران حمایت می کردند. یعنی یکی از اثرات جالب توجه فتح خرمشهر این بود که چهره های کفر و نفاق و حامیان صدام را آشکار شد و از پشت پرده بیرون آمدند. البته بعضی از سازمان های بین المللی وابسته به غرب تلاش می کردند که ایران را به میز مذاکره بکشانند و بدون گذاشتن شرط هایی می خواستند ایران وارد گفت و گو شود. می خواستند همان بلایی که سر فلسطینی ها آوردند را در مورد ایران هم اجرا کنند و با این مذاکرات سال ها ایران را تحقیر کنند. بخش های زیادی از کشور فلسطینی در رابطه با همین مذاکرات از دستشان رفت. از طرفی انتظار مردم هم این بود که این دشمن بعث باید تنبیه هم شود. اگر کسی به خانه آدم حمله کند و اهالی و صاحبان خانه را بکشد و خانه را ویران کند و بدترین ظلم و جنایت را بر آن خانه روا دارد و بعد بگوید که این قضیه تمام شد! این نه یک منطق انسانی است نه منطق الهی. هیچ قانونی در مجمع عمومی سازمان ملل و شورای امنیت این را نمی پذیرد. لذا مردم طی یک خواسته منطقی و انسانی انتظار داشتند که دشمنی که وارد خاک ما شده و خسارت های زیادی را به وجود آورده است، بعد از خروج از کشورمان، تنبیه هم شود که دیگر نه او هوس ورود به خاک میهن ما را بکند نه دیگران هوس تجاوز و تعدی به خاک مقدس میهنمان را در مخیله خود داشته باشند. این انتظار عمومی مردم بود که یقه این متجاوز گرفته شود و به او بگویند که چرا اینهمه ویرانی و کشتار و بی رحمی و خشونت اعمال کردید؟ اگر این کار انجام نمی شد با این زمینه که عراقی ها به ایران حمله کردند و ایرانی ها کاری به کارشان نداشتند، بعد از آن هر کشوری طمع تجاوز به ایران را پیدا می کرد. آن وقت به غیرت و شخصیت شجاعت و دین پرستی و میهن پرستی این کشور اهانت می شد. اینها عواملی بود که باعث طراحی عملیات رمضان شد. البته عوامل دیگری هم بود. مثلاً منطقی که نظامی ها مطرح می کردند این بود که بسیاری از شهرها و روستاهای ما هنوز زیر آتش دشمن بود و در تیررس دشمن قرار داشت. درست بود که آنها را از خرمشهر بیرون کرده بودیم. اما توپ ها، هواپیماهای دشمن همچنان روستاهای مرزی ما را بمباران می کردند. علاوه بر اینکه بخش هایی از مناطق کشور ما در اشغال آنهاست، حتی در همان منطقه خرمشهر هم خمپاره هایی فرود می آمد. باید موج این آتش را هم از آن مناطق دور می کرد. منطق دیگری هم بود که می گفتند به دشمن بعد از فتح خرمشهر صدمات پی در پی وارد شود و بعد از این صدمات متوالی دشمن نمی تواند سازماندهی مناسبی داشته باشد. منطقی بود که دشمن را در آن شرایط تعقیب کنیم و ضربه نهایی را به رژیم بعث بزنیم، قدرت نظامی صدام را نابود کنیم و از شرایط او امتیاز بگیریم. عملیات رمضان در حقیقت نخستین عملیات برون مرزی رزمندگان اسلام بود که در چارچوب راهبرد تنبیه متجاوز طراحی و اجرا می شد. یعنی ما تا آن مقطع عملیات برون مرزی نداشتیم.

شرح عملیات رمضان

عملیات رمضان در حقیقت نخستین عملیات برون مرزی رزمندگان اسلام بود که در چارچوب راهبرد تنبیه متجاوز طراحی و اجرا می شد. یعنی ما تا آن مقطع عملیات برون مرزی نداشتیم. این عملیات با این فکر و هدف طراحی شد که قوای جمهوری اسلامی ایران، از منطقه شرق بصره وارد خاک عراق شوند و در پشت رودهای دجله، فرات و اروند قرار بگیرند و تا دروازه های بصره پیش روند. حتی از شهر تنومه هم بگذرند. این برای جمهوری اسلامی موقعیتی فراهم می کرد که دست برتری را معادلات جنگ داشته باشد. در این شرایط دشمن ناچار می شد که شرایط ایران را برای صلح بپذیرد. شرایط ایران هم این بود که متجاوز در شورای امنیت و سازمان ملل معرفی و تنبیه شود بعد خسارت هایی که به ایران وارد شده است را بپردازد. در پس این عملیات یک استدلال خاصی وجود داشت که هم در بعد انسانی، هم در بعد اعتقادی و سیاسی هم جزو حقوق بین المللی است که استقلال کشوری خدشه دار نشود. البته منشور سازمان ملل و شورای امنیت در مواردی که درباره جنگ ها هست، در همه این محیط ها و جوامع به طرز منطقی قابل پذیرش بود. ضمن اینکه یک اتفاق زشت و ناپسندی هم افتاده بود. بعد از فتح خرمشهر قریب به دو سال از تجاوز صدام به خاک میهن عزیزمان می گذشت و شورای امنیت سازمان ملل در این دو سال هیچگونه قطعنامه ای را علیه عراق مبنی بر اینکه عراق متجاوز است، نشده بود. اینها بعد از فتح خرمشهر یک قطعنامه ای را صادر کرد. این یک اتفاق زشت بود که بعد از 20 ماه سکوت از شروع جنگ ایران و عراق شورای امنیت قطعنامه 514 صادر کرده بود و خواستار آتش بس، خاتمه فوری همه عملیات های نظامی، کشیدن نیروها به سرحدات شناخته شده بین المللی، جلوگیری از ورود ایران به خاک عراق بود. این خواسته ها تحت این عنوان بود که امنیت بین المللی به مخاطره افتاده است. این وحشیگری، حق کشی و بی عدالتی این سازمان های به اصطلاح حقوق بشر و بین المللی را که برای حفظ منافع غرب و صهیونیست ها طراحی شده بود را نشان می داد. این چیز عجیبی در تاریخ است که اتفاق می افتد. این مسائل از طرفی حقانیت ایران را اثبات می کند و از طرفی دیگر شرارت غرب را نشان می دهد.

با این رویکرد، دلایل، پیش زمینه ها و با این هدف در تاریخ 23 تیر ماه 1361 در منطقه عمومی شرق بصره، عملیات رمضان با رمز یا صاحب الزمان ادرکنی، در قالب قرارگاه های نصر، فتح، قدس و یک قرارگاه دیگر این عملیات شروع شد. این عملیات در 5 مرحله انجام گرفت و فکر می کنم عملیات طی دو، سه هفته طول کشید. در این عملیات رزمندگان اسلام تا عمق 20، 25 کیلومتری خاک عراق نفوذ کردند. حتی نهر کتیبان را هم گرفتند. نهر کتیبان نهری است که از دجله به کانال ماهی سرازیر می شود. حتی بعضی از قرارگاه های زرهی عراق را هم تصرف کردند. از محور زید و پاسگاه بوبیان این عملیات شروع شد. در این عملیات از جمله یگان هایی که حضور داشت، همین لشکر 25 کربلا بود که آن موقع تیپ قلمداد می شد اما استعداد لشکر داشت. در همان مرحله اول عملیات تیپ 25 کربلا به همه اهداف عملیاتی خود دست یافت. یعنی ما تا کانال ماهی رفتیم. یعنی گردان های تیپ 25 کربلا در پشت کانال ماهی قرار گرفتند. از جمله فرماندهانی که این گردان ها را هدایت می کردندف شهید درویشی و شهید حسن حسن پور بودند. شهید درویشی یک فرمانده دلاور، شجاع و قهرمان و با سابقه تیپ 25 کربلا بود و شهید حسن پور هم که در عملیات به شهادت رسید. شهید حسن پور خیلی شجاعانه جنگید و یکی از محورهای سخت عملیاتی را به عهده داشت. در قسمت چپ عملیات که منطقه بوبیان بود که آن منطقه را بعد از فتح خرمشهر عراقی ها آب انداخته و موانع بسیار پیچیده ای در منطقه ایجاد کرده بودند. در همان شب اول نیروهای تیپ 25 کربلا انهدام زیادی برای ارتش عراق به وجود آوردند.  ما به اتفاق آقای شاه حسینی که قبل از ما مسئول اطلاعات عملیات این تیپ بودند و ما با ایشان ترفیع گرفته بودیم، باهم تا کانال ماهی رفتیم. دشمن یا بسیاری از تانک های خود را در منطقه رها کرده و فرار کرده بودند، یا خود را در کانال ماهی انداخته بودند و یا بچه ها تانک ها را به غنیمت گرفته بودند و یا منهدم کرده بودند. از جمله یکی از فرمانده گردان های شجاع ما آقای سردار عمرانی بودند که در آن عملیات تانک های زیادی را شکار کرده بودند.

اتحاد شرق و غرب و نفاق داخلی و تلاش برای تضعیف نیروهای اسلام

البته ما در این عملیات و در طول این 5 مرحله به دلایلی نتوانستیم به اهداف نهایی دسترسی پیدا بکنیم. دلایل این بود که بعد فتح خرمشهر فرصت خوبی به ارتش عراق داده شد. یعنی قریب به دو ماه ارتش عراق فرصت داشت که به بازسازی خود بپردازد. از طرفی در طول این دو ماه همه ارتجاع عرب و غرب و شرق بیشترین کمک های خود را به سمت عراق سرازیر کردند. ما در این عملیات فهمیدیم آرایش منطقه فرق کرده است. چون می دانستند اگر جمهوری اسلامی بخواهد جنگ را ادامه بدهد، به سمت بصره حرکت خواهد کرد و به این جهت موانع زیادی  از جمله میدان های مین، خاکریزهای مثلثی و ... در منطقه ایجاد کرده بود. بخشی از منطقه را هم آب انداخته و نیروهای زیادی را در منطقه متمرکز کرده بودند. در این عملیات از شرق و غرب و حتی یگان هایی از مصر به کمک ارتش عراق آمده بودند. تقریباً تا آخر جنگ چندین کشور بودند که در جنگ ایران و عراق حضور داشتند. این وضعیت شبیه وضعیتی است که الان در سوریه حاکم است. الان چند کشور در سوریه نیرو دارند که در مقابل دولت سوریه ایستاده اند. تقریباً آنجا هم همین وضعیت را داشت. بحث سوریه خیلی از مسائل را واضح تر کرده است. یعنی الان در سوریه دیگر آن جبهه غربی، آمریکایی، وهابی و سلفی همه متحد شده و در یک صف قرار گرفته اند. اینها از اول هم اهداف مشترکی داشتند. البته این هم لطف خداست و مردم الان به قدری از وهابی ها متنفر شده اند که چهره بسیار زشتی در جهان پیدا کرده اند. بعد از فتح خرمشهر هم چنین افتاقی افتاده بود. عراقی ها کارشناس های روسی زیادی هم به خدمت گرفته بود. حضور این مستشاران به این دلیل بود که سازمان نظامی ارتش بعث عراق بر مبنای سازمانی ارتش روسیه استوار بود. البته به دلایلی ما همان توان فتح خرمشهر را هم نداشتیم. یکی از این دلایل هم بحث هایی بود که از طرف ملی گراها و منافقین و... در داخل کشور به راه افتاده بود مبنی بر اینکه جنگ تمام شده است. البته اینها هم یک سری توطئه های خارجی بود. اینها باعث شده بود که ما حجم نیروی لازم را نداشته باشیم. البته عراق هم ارتشی قوی داشت و انواع پشتیبانی های هوایی می شد. متاسفانه بعد از فتح خرمشهر اندکی هم به امکاناتمان اضافه نشد. حتی نیروی ما کاهش هم یافته بود. با وجود همه این مشکلات باز توانستیم توان برتر نظامی خود را رخ ارتش بعث و همچنین دنیا کشیدیم. بعد از این عملیات دنیا فهیمد که نه تنها این انقلاب ضعیف نشده است، بلکه آنچنان قدرت و عزم و اراده ای دارد که می تواند دشمن متجاوز را در خاک خود هم منهدم کند.

ویژگی های بارز شهید درویشی و شهید حسن پور

شهید حسن پور و شهید درویشی در عملیات بیت المقدس فرمانده گردان بودند. یعنی این دو بزرگوار از فرماندهان بسیار قدرتمند دوران دفاع مقدس محسوب می شدند. در آن ایام لازمه فرمانده گردان شدن، داشتن توانایی های بسیار برجسته و بالایی بود که باید هم در قالب قابلیت های انسانی و معنوی و توانایی های مدیریتی و رزمی بروز می کرد. چون این اشخاص دانش های نظامی آنچنانی در دانشکده های کلاسیک ارتش ندیده بودند. اینها قبل از انقلاب با انگیزه های مبارزاتی انقلابی و بعد از پیروزی انقلاب هم برای حفظ دستاوردهای انقلاب جمع شده بودند. بعد تجاوز دشمن به خاک میهن به مرزها آمدند که از خاک وطن دفاع کنند. منتها قابلیت های انسانی و تعهدهای دینی و انگیزه های اعتقادی و هوش و ذهن پویای امثال این دو شهید بزرگوار را به یک فرمانده توانمند تبدیل کرد. فرماندهانی که توانستند در برابر ژنرال های کارکشته ارتش بعث بایستند و در میدان های جنگ بر آنها غالب بیایند. فرمانده شدن یعنی 300 نفر نیرو تحت امر یک فرمانده گردان قرار می گیرد. فرماندهی در سپاه اسلام و بسیج با فرماندهی که در نظام های کلاسیک فرق دارد. فرمانده در سپاه و بسیج ابتدا باید از نظر اخلاق انسانی و دینی الگو و برای همه قابل احترام و تاثیرگذار باشد. از طرفی باید شجاعت و نترسی خاصی هم داشته باشد تا نیروها به او اعتماد کنند و به این اعتبار پشت سر او قرار بگیرند. از طرفی هم 300 نفر نیروی مردمی سپاه و بسیج همینطوری پشت سر یک نفر قرار نمی گیرند، بلکه باید اعتماد کنند که این شخص در میدان نبرد دارای تدبیر نظامی است. از طرفی یک فرمانده هم باید در تمام کارها پیشتر و جلوتر از بقیه نیروها باشد. مثلاً در کارهای عبادی کسی پیشتر از شهید حسن پور نبود. در رسیدگی به امور گردان هم هیچکس جلوتر از این دو شهید بزرگوار نبود. اینها فرماندهانی بودند که شب وقتی نیروهایشان در خواب بودند، می رفتند به نظافت توالت ها هم می رسیدند.  به هر حال در عملیات هم این دو گردان از گردان های مورد توجه بودند و جزو گردان های خط شکن محسوب می شدند که مهمترین محورهای عملیاتی به این دو گردان سپرده شده بود.






شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات