راز حلقه‌ ی امام زمان (عج)درشب عملیات والفجر8

20 مرداد 92-14:03

توسل به ائمه هدی(ع) از موضوعاتی بود كه در عملیات‌های مختلف هشت سال دفاع مقدس به چشم می‌خورد. در این میان، عملیات والفجر هشت نیز روایت دیگری دارد كه از زبان یكی از غواصان این عملیات آن را می‌شنویم.

http://upload7.ir/images/01739762118295498901.jpg

محمدمهدی باباپور از غواصان لشكر 25 كربلانقل می کند:

.عملیات والفجر هشت در سه موج صورت گرفت؛ غواصی، تصرف(جاده فاو - البحار، فاو- ام‌القصر و فاو – بصره) وعبور از جلو تا پشت شهر.

موج اول، عبور غواص‌ها از رودخانه اروند با امواج متلاطم و سرعت جزر آب حدود هفتاد كیلومتر در ساعت و ارتفاع آب 8 ـ 12 متر همراه بود. عبور از چنین رودخانه وحشی بسیار سخت بود. به خصوص اینكه بچه‌ها باید گروهی و به صورت دسته‌های 14 ـ 18 نفری از آن عبور می‌كردند.

یكی از مشكلات اصلی عبور گروهی غواصان، پراكنده شدن و متفرق شدن نیروها بر اثر جریان آب بود. استفاده از طناب كه پیش از آن، واحد اطلاعات ـ عملیات در شناسائی‌‌های خود از اروند به كار می‌بردند، بهترین وسیله ممكن برای انجام این كار به شمار می‌رفت.

محمدمهدی باباپور از غواصان لشكر 25 كربلا، یك طناب 30 متری به یكی از بچه‌ها داد و از او خواست كه به ازای هر یك متر، حلقه‌ای درست كند. با تلاش بچه‌ها حلقه به سرعت ساخته شد. پس از درست شدن حلقه‌ها فرمانده از من خواست كه این حلقه‌ها را بشمارم؛ وقتی شمردم متوجه شدم تعداد حلقه‌ها بیست وهشت عدد است و این در حالی بود كه بیست وهفت نفر بودیم.

باباپور می‌گوید، این موضوع را به گوش فرمانده رساندم، او منكر حرفم شد و با قاطعیت گفت: تو اشتباه می‌كنی و تعداد حلقه‌ها درست است. تعجب كردم و دوباره شروع به شمارش كردم. اشتباه نكرده بودم، بیست وهشت عدد بود!

دلیل انكار فرمانده را نمی‌دانستم. از او پرسیدم: چرا حلقه‌ها یكی زیاد است و شما اصرار دارید بگوئید درست است؟!

او در پاسخ سؤالم گفت: حقیقتش فرمانده همه ما در این عملیات پس از خدا، آقا امام زمان(عج) است. سپس سربندی كه رویش مزین به نام «یا مهدی(عج)» بود را به حلقه اول بست و گفت: این حلقه هم مال فرمانده اصلی ما در این عملیات است، خود او محافظ و پشتیبان ماست.

به فكر فرو رفتم! واقعاً چه حكمتی در این كار بود؟! این همه اصرار فرمانده برای چی؟!

همه نیروها حلقه خود را بستند و به آب زدند. حدود ساعت هشت شب بود كه با ذكر یا «مهدی» و آیه شریفه «وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ» وارد آب شدیم و بقیه نیروها نیز یكی یكی وارد رودخانه شدند.

همین كه وارد آب شدیم، ناگهان و در كمال ناباوری و در شرایطی كه هیچ كس احتمال بارش باران را نمی داد، باران شدیدی شروع به باریدن گرفت. این اولین باری بود كه یكی از امدادهای غیبی خداوند را به عینه می‌دیدم كه به كمك غواصان آمده بود تا از دید دشمن مخفی بمانیم و راحت‌تر به ادامه عملیات بپردازیم.

شدت بارش به قدری زیاد بود كه عراقی‌ها حتی خواب عملیات را نیز از طرف ما نمی دیدند! تازه متوجه شده بودم؛ در حالی كه بچه‌ها، یا مهدی، یا مهدی بر لب‌هایشان نجوا می‌شد، فرمانده را دیدم كه با لبخند به من گفت: این هم از كمك و راهنمائی فرمانده! چندی بعد، سراغ فرمانده را از بچه‌ها گرفتم، گفتند: شهید شده. 





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic